بگذارپس ازمن هرگزکسی نداندازاحساس ترین
عشق با درونم چه گذشت
بگذارکسی نداند که چگونه من از روزی که با
درونم نسبت به عشق وبرای عشق اوج گرفته بودم
وخودم راهرآن برای یک لحظه برای احساس خود
نسبت به عشق م نزدیک ترکنم ومی گذارم احساس
درونیم همچو نسیمی سبک از سربازمانده ی عمرم
بگذرد وبرهمه چیزتحمل کنم چون همیشه احساسی
که خاطرعشق برای روح روان م بودصیقل بزند
شوکران عشق توکه درقلب بزرگ م نوشیدم هرآن
مرا خواهد کشت ماجراهاراعشق هارا ورنجها را
مثل رازی به چاه بی انتها بریزم نابودشان کنم
بگذارهیچ کس نداند /که چگونه من به جای نوازش
گزیده شدمادامه دار
د
www.mack.baxblog.com
نوشته شده توسط mohammad در پنجشنبه 20 شهریور 1387 ساعت 3:55:26 AM |